الرئيسية     نداء الى العالم     مختارات مترجمة    الارشيف     اتصل بنا
(بيعت و علوم روحي)

تاريخ اسلام به وضوح نشان ميدهد كه همانطور كه حضرت رسول اعظمصلى الله تعالى عليه و سلمامام عليعليه السلام را قبل و بعد ازبرگزيده شدن خويش به نبوت مورد تربيت خاص جسماني قرار داداورادر تلقين علوم روحي خاصي نيز برتري بخشيد كه به هيچيك از اصحاب گرامي خويش نياموخت. از اين رو امام هم علوم ظاهري را همراه با بقيه صحابه از طريق شنيدن گفتارها و ديدن اعمال ايشان آموخت وهم علوم ديگري كه دراينجا به آن اشاره خواهيم كرد. آن علوم ظاهري كه در اثر همجواري با پيامبر صلى الله تعالى عليه و سلم براي صحابه به وجود آمد باعث شد تا در ميان آنان تعدا زيادي راويان حديث پديد آيد تا سخناني را كه خود از پيامبرصلى الله تعالى عليه و سلم شنيده بودند نقل كنند .اما اين دانش در واقع تنها بخش ساده اي بود از آنچه كه خداوند به رسول خود آموخته بود. علاوه بر اين علم ميتوان به علوم ديگري نيز اشاره كرد كه خداوند سبحانه و تعالي به رسول خويش عطا كرد تا ايشان نيز آن را به مردم آموزش دهد.مثل تفسير آيات قرآن عظيم و شرحي كه بر دستورات شريعت ميدادند. اما دركنار اين علوم خداوند دانش ديگري را نيز توسط پيامبرصلى الله تعالى عليه و سلم نازل كرد كه ايشان آن را براي همه صحابه و مردم آشكار نساخت. بعضي از احاديث شريف نبوي به اين علوم اشاره ميكند.مثلا(اگرآنچه را كه من ميدانم ميدانستيد كمتر ميخنديديد و بيشتر ميگريستيد .به كوه ها ميرفتيد و بر بستر خودآرام نميگرفتيد). در مورد اين حديث شيخ طوسي ميگويد: (اگر علم رسول الله از نوع علومي بودكه خداوند تعالي نازل كرد و دستور دادتا آنرا به مردم برساند آن علوم را در بين مردم تبليغ ميكرد .واگر مردم ميدانستند كه آن علوم چيست ايشان نميفرمود :اگر ميدانستيد آنچه را كه من ميدانم.واگر ايشان تشخيص ميدادكه آنان طاقت فراگيري اش را دارند همچون ساير علوم آنرا به آنان يادميداد.). حديث شريف در مورد اين علوم خاص ميگويد:(علم باطن .سري از اسرار خدا وحكمي از حكمتهاي او كه در قلب هريك از بندگان خود كه بخواهد قرار ميدهد) و همچنين ميفرمايد:(در ميان علوم دانشي وجود دارد كه وضعي پنهاني دارد و جز اهل معرفت كسي آنرا نميداند و اگر آنان در موردش سخن بگويند جز كساني كه در مورد خدا گمراه شده اند انكارش ميكنند). شيخ قرشي علوم روحي را اينگونه توصيف ميكند:(آن علوم اسرار خداي تعالي است كه براي دوستان امين خود و سادات شريف از راهي غير از گفتن و شنيدن آشكار ميسازد .واين علمي است كه خداوند آنرا تنها براي خواص آشكار ميسازد.). جايز نيست از اسراري نظير اين كساني كه شايستگي ندارند اطلاع يابند زيرا آنان بايد اين اسرار را در دل خويش حمل كنند. امام علي در مور ضرورت اينكه اين علم نبايد در نزد غير اهلش قرار گيرد ميفرمايد:(بامردم به اندازه عقلشان سخن بگوييد .آيا دوست داريد كه خدا و رسولش را تكذيب كنند؟). و اين مغز شعر نوه ايشان امام زين العابدينعليه السلام است كه: (خدايا جوهر علمي وجوددارد كه اگر آشكارش كنم درمورد من خواهند گفت كه او بت پرست است .مردان صالحي خونم را خواهند ريخت وكارهاي زشتي خواهند كرد كه خود آنرا درست ميپندارند). پيامبر اعظمعليه السلام مولايمان امام عليعليه السلام را در ميان صحابه بزرگوارش براي يادگيري اين علوم روحي كه در مورد آن سخن گفتيم انتخاب كرد.يعني همان علمي كه نميتوان به آن رسيد مگر به انتخاب صاحب آن. در مورد اين حقيقت نيز پيامبراعظمصلى الله تعالى عليه و سلم سخنان زيادي فرموده است مثلا :( من شهر علمم و علي درب اين شهر است و هركس كه ميخواهد وارداين شهر شود بايد از دربش واردشود.). و امام نيز خود در بسياري از سخنانش به اين علوم روحي كه استادش به او تلقين كرده بود اشاره ميكند. مثلا" در موعظه اي به شاگردش كميل ابن زيادميفرمايد:( در اينجا علمي سرشار است-به سينه اش اشاره ميكند- اي كاش برايش حمل كننده اي مييافتم) . ابن ابي الحديد سخن امام عليعليه السلامرا تفسير ميكند و ميگويد:(سخن امام در اينجا به نظرمن اشاره اي است به عرفان و رسيدن به مقام اشرفي كه هيچكس به آن نميتواند رسيد مگر دانائي بي همتا.همان كس كه خداي تعالي در او راز و سري دارد ووي با آن سر ارتباط دارد.). در اين مورد كه حضرت رسولصلى الله تعالى عليه و سلم امام علي را اختصاصا"براي علوم روحي برگزيد شيخ ابونصر طوسي ميگويد: (امير الموءمنين علي در ميان همه اصحاب رسول خدا در معاني جليل و اشارات لطبف و سخنان و عبارات بي نظير وبيان توحيد ومعرفت و ايمان و علم و غير آن خصوصيت منحصر به فردي داشت .و همچنين خصايص اخلاقي اي داشت كه صوفيان اهل حقيقت به آن بستگي دارند.). سخن در مورد اختصاص امام به اين علوم طولاني است و آنقدر واضح است كه احتياجي به گفتن نداردبا اين وجود ما در اينجا به روشي كه اين علوم روحي به مولايمان علي عليه السلام منتقل شده ميپردازيم . انتقال علوم روحي به واسطه (لمس روحي) انجام ميگيرد.امام علي عليه السلامبا سرور ما محمدصلى الله تعالى عليه و سلم دست داد و پس از آن سند تلقين را كه پيامبرصلى الله تعالى عليه و سلم برايش انتخاب كرده بود تكرار كرد و بدين ترتيب ازطريق لمس روحي اشعه هاي نوراني محمدي به همراه علم خاص محمدي كه با آن بود به ايشان منتقل گشت .يعني همان دانش خاص راه رسيدن به خدا كه خود بعدها در مورش گفت:( من به راههاي آسمان از راههاي زمين آشناترم). پس انتقال انوار محمدي به مولاي ما عليعليه السلام وجذب و بازتاباندن آن از طريق بيعت دست به دست بوده است. و براي اين كه پيامبر اعظمصلى الله تعالى عليه و سلم همه مسلمانان را بر بينه اي از امر دينشان قرار دهد و آنان را نسبت به مرشد رباني اي كه از نور ايشان سرشار است و كسي كه سلوك بر دستش واجب است آگاه كند دو ماه قبل از وفاتش به جماعت مسلماناني كه در غدير جمع شده بودند اين پيام را رساند كه پس از ايشان امام علي مرشد روحي آنان است. ايشان فرمود:(هر كس من مولاي اويم علي نيز مولاي اوست خدايا بادوستش دوستي و با دشمنش دشمني كن). و به اين صورت بود كه ايشان (ولايت امام علي) را براي همه مسلمانان به شكلي عام و مطلق پايه گذاري كرد. و با ابلاغ اين كه امام علي درب شهر علم و يگانه راه رسيدن به اوست پيروي از امام علي را برهركس كه خواهان پيروي از اوست واجب ساخت. و همانطور كه امام عليعليه السلامرا جانشين خوددر ميان مسلمانان ناميد روشي را بنا نهاد كه امام علي و پيروانش در طريقت بر آن مسير رفتند.يعني امام علي نيز وارث علوم روحي واحول زكيه خود و جانشين خويش در ارشاد را نام برده و تعيين كرده و كساني كه پس از او آمدند نيز اينچنين كردند. اين منزلت و جايگاه بزرگي كه امام عليعليه السلام از استاد خويش به ارث برد بعد ها به فرزندان و نوه ايش كه از اهلبيت نيك پيامبر بودند رسيد و آنان نيز يك بيك جانشين پيامبر صلى الله تعالى عليه و سلم پس از كوچش از اين جهان شدند. اين استمرار پي درپي جانشيني روحي پيامبرصلى الله تعالى عليه و سلم يكي از مهم ترين ستون هاي طريقت را شكل بخشيد كه ما به آن سلسله مشايخ طريقت ميگوييم و اساس روحي در همه آنها بر بيعت و لمس روحي است. از اينجاست كه بايد گفت بيعت و يا لمس روحي وسيله اي است كه مسلمانان را از لحاظ روحي به نور پيامبراعظمصلى الله تعالى عليه و سلم مربوط ميسازد زيرا اين كار موجب انتقال اشعه هاي نوراني محمدي به قلب ميشود كه تنها راه رسيدن به علم لدني است و بنده را به پروردگارش نزديك ميسازد . شايسته است در اينجا به سخن استاد ندوي در صفحه248كتابش به نام (رجال فكر و دعوت در اسلام) اشاره كنيم كه گفت:(همانا شيخ عبدالقادرگيلاني درب بيعت و توبه را بر دو پاشنه آن گشود .مسلمانان از همه نواحي جهان اسلام به آن داخل ميشدند و عهد و ميثاق خود را با خدا تجديد ميكردند و عهد ميبستند كه شرك و كفر نورزند از خدا نافرماني نكنند ظلم نكنند حرام خدا را حلال نكنند آنچه را كه خدا واجب ساخته ترك نكنند در دنيا فنانشده و آخرت را فراموش نكنند از طريق اين درب كه به دست شيخ عبدالقادر گيلاني گشوده شد خلقي كه تنها خدا شمارآن را ميداند واردشدند و احوالشان اصلاح شد و اسلامشان درست گرديد وشيخ آنان را تربيت و محاسبه كرد و بر پيشرفت آنان اشراف داشت و اين شاگردان روحي به مسئوليت خود پس از بيعت و تجديد ايمان آگاه بودند) . پس بيعت هاي تصوف خاص اسلامي از تاءثيري در تزكيه و اصلاح فردي و اجتماعي برخورداراست كه در آن شاءني نيرومند تر و بهره اي افزونتر وجود دارد.تمام.
الرجوع الى بداية الصفحة     نسخة للطباعة
الاسم: علی      البلد: تهران       التاريخ: 06-05-2006
السلام عليكم اللهم احفظ شيخنا محمد الکسنزان

اللهم صل على سيدنا محمد الوصف والوحي والرسالة والحكمه وعلى اله وصحبه وسلم تسليما



أضف تعليقا
الاسم
البلد
البريد الالكتروني
التعليق
اكتب الارقام الظاهرة في الصورة