الرئيسية     نداء الى العالم     مختارات مترجمة    الارشيف     اتصل بنا
( اصطلاح تكيه نزد كسنزان و مراحل تاريخي بوجود آمدن اصطلاحات مترادف)

در كنار كلمه بيوت الذكر ( خانه هاي ذكر) ما در طول تاريخ كلمات ديگري نيز مي يابيم كه در شكل و مضمون همان معنا را ميداده است . كلماتي مثل زاويه ، رباط، و خانقاه و آخرين آنها كه همان تكيه است . پيش از آن كه اين كلمه در قرآن ياد شود ( في بيوت اذن الله ان ترفع و يذكر فيه اسمه) براي ناميدن آن از كلمه( صفه مسجد ) استفاده ميشد . ما در اينجا به كلمات ياد شده ميپردازيم: صفه مسجد: 
پيش از نزول آيه كريمه، نخستين اسم ( بيوت الذكر)، صفه بوده است و اهل آن نيز به خاطر ارتباطشان با اين محل كه در زاويه مسجد شريف پيامبر (ص) با شاخ وبرگ نخل ساخته شده و شبيه خانه هاي تابستاني(صيفي) و كوخ بود اهل صفه ناميده شدند . در صفه گروهي از صحابه موءمن و صادق زندگي مي كردند كه در دنيا زهد را برگزيده بودند و در اين خانه ها پيوسته به عبادت مشغول بودند .و در مورد آنان اين آيه نازل شده است:( واصبر نفسك مع الذين يدعون ربهم بالغداه و العشي يريدون و جهه) كهف28 يعني خود را در كنار كساني نگاه دار كه پروردگارشان را هر صبح و شب مي خوانند و وجه او را ميطلبند . پس صفه مسجد اولين جائي بود كه گروهي در آن وجه خداي تعالي را ميجستند و از اينجا بود كه بعدها در اسلام خانه هاي مريدان بوجود آمد . اين گروه علاوه بر اهل صفه ، اهل زاويه نيز ناميده ميشدند ، زيرا صفه اي كه در آن زندگي ميكردند در زاويه اي از مسجد قرار داشت.
رباط: اين كلمه در ابتدا بر نوعي از پايگاه هاي نظامي كه در حاشيه مرزهاي سرزمين هاي اسلامي ساخته شده بود اطلاق ميگرديد و مرابطون در آنها كساني بودند كه با هم پيوستگي و ارتباط و آمادگي داشتند تا با شمشيرهاي خود از اسلام دفاع كنند .رباط ها در عصر اموي و عباسي گسترش يافت تا حد فاصل ميان ديار اسلام و كشور دشمن را مشخص كند. در نتيجه تحولات اجتماعي واز اواسط قرن چهارم هجري وظايف نظامي رباط ها تغيير يافته و وبا دور شدنشان از جنگ و پيدايش آرامش مرابطون به مرور به قرائت قرآن و علوم دين رو آوردند تا آنجا كه اين رباط ها تبديل به خانه صوفيه گرديد .و عده زيادي در آن ساكن شدند تا عبادت كنند ،درس بخوانند ، با نفس جهاد كنند و آن را از هرچه كه اعمال را فاسد ميسازد دور سازند و به هرچه كه احوال را صحت و درستي ميبخشد نزديك كنند ، تا بركت به سرزمين ها و بندگان باز گردد و عمل كردن براي خلق جاي خود را به كار براي خدا و اعتماد به او دهد .
اما رباط در اصطلاح كسنزاني ما: 
محل ربط روح مريد به روح استاد و شيخ اوست كه عارف به خداي تعالي است و از طريق او و از مسير سلسلهء پيران طريقت(ق) به نور اعظم ، سيد كائنات ،محمد(ص) مي پيوندد تا مريد را براساس مسير روحي طريق سير دهد و مريد با آن از گذرگاه هاي سخت عبور كرده و از نردبان مراحل سلوك پله پله بالا رود .
زاويه:
مثل رباط و خانقاه است ، اما اكثرا" از آنها كوچكتر بوده و در صحرا ها و جاهاي خالي از سكنه قرار دارد . اين كلمه گاه نيز براي ناميدن جائي خاص در درون يكي از مساجد بزرگ كه در آن حلقه هاي علمي بر قرار ميگردد اطلاق ميشود . معني زاويه در مغرب اسلامي وسيع تر از مشرق اسلامي است . زيرا اين كلمه در آنجا خانه هائي را توصيف مي كند كه در آن زاهدان و عابدان عبادات و اذكار خويش را انجام مي دهند.
زاويه در اصطلاح ما: .
 مكان تجلي الهي است كه خدا در آن به چشم رحمت به ساكنينش كه سالكان طريق حق هستند نگاه مي كند و از طريق آن روح اهلش با ارواح ( ملاء اعلي) يعني عالم بالا پيوند ميخورد . زيرا اين دو گروه با هم قصد و هدف و عزم واحدي دارند و احوالشان با هم خويشاوند است . و همچنين به معني آينه اي روحي است كه دنيا و هرچه در آن است و آخرت و هرچه در آن است درآن پديدار مي گردد .
خانقاه :
خانقاه كلمه اي است كه اصل آن فارسي است و از كلمه (خان) به معني خانه گرفته شده است . در مورد معني آن گفته شده:(خانه دراويش و صوفيه وفقراء). خانقاه ها شبيه رباط هستند اما در قرن چهارم هجري در سرزمين هاي فارس و شام و مصر گسترش يافته و مخصوص اهل تصوف بوده است .كه در آن به عبادت ميپرداختند . خانقاه ها بيشتر در شهر هاي بزرگ و كوچك به شكل مسجد ساخته ميشد ، با اين تفاوت كه در آن اطاق هائي براي دراويش و صوفيه و خانه اي براي انجام عبادت و اذكارشان وجود داشت . تمام. ا
الرجوع الى بداية الصفحة     نسخة للطباعة

أضف تعليقا
الاسم
البلد
البريد الالكتروني
التعليق
اكتب الارقام الظاهرة في الصورة