الرئيسية     نداء الى العالم     مختارات مترجمة    الارشيف     اتصل بنا
سئوال در مورد ( مقدس شمردن تصوير شيخ)

پرسش: چرا سالكان صوفي صورت شيخ را مقدس دانسته و با آن رابطه برقرار مي كنند؟ آيا اين كار شريك قائل شدن براي خدا و تعظيم بشر نيست ؟ پاسخ : صوفيه تمام تلاش خويش را براي تصفيه باطن ، پاك ساختن درون و تطهير قلب از آلودگي ها به كار گرفته اند و به همين خاطر ميتوان گفت كه آنان از متخصصان امور قلبي و روحي هستند. ضرورت حضور قلب با خداوند تعالي و خشوع در برابر اوبه هنگام عبادت و لزوم اين كه نماز گزار و يا ذاكر آنچه را كه مي گويد بايد بفهمد مي توان از اين حديت دريافت كه: (ليس لابن آدم من صلاته الا ما عقل منها ) يعني بني آدم تنها از آن بخش از نماز خود بهره مي برد كه آنرا مي فهمد . همه مي دانند كه در ست مثل وقتي كه وسوسه هاي خناس به نفس هجوم ميآورد و در نتيجه آن انسان دچار نسيان و فراموشي و شك مي گردد خطورات و افكار ذهني شيطاني نيز باعث هجوم آوردن تصاوير آرزوها و مشكلات در هنگام نماز و يا ذكر به ذهن ما ميشود . در ضمن همه ميدانند كه سعي در دور كردن اين ذهنيت ها و افكار بدون داشتن يك روش معين و طريقه تعريف شده در اكثر مواقع موجب ميشود كه آن افكار نه تنها دور نشده بلكه دلمشغولي عابد بيشترگردد . و اگر يك بار بر آن افكار پيروز شد به دفعات زيادي شكست بخورد . صوفيه راه هاي زياد و روش هاي متعددي براي رها شدن از اين هواهاي نفساني و طرد وسوسه هاي شيطاني دارند كه يكي از آنها تمركز بر روي اوراد و اذكار است .و موجب اطمينان و آرامش قلب به واسطه ايمان مي گردد . راه ديگر آن رابطه قلبي با شيخ مرشد مربي است . هدف ديگر از اين رابطه قلبي و در نظر آوردن تصوير شيخ اين است كه مريد در هنگام حضور باطني او سعي ميكند مثل حضور حسي و عيني اش ادب را حفظ كند . ، اين ادب روحي موجب ميشود كه مريد از امور بي ارزش و پراكنده رها شده واز شيخ در زمان غيبت نيز همانند زمان حضورش بهره مند گردد .و به جاي اين كه در وقت عبادت در فكر اموال و اولاد باشد و امواج فكري او را به سوي لذت ها و خواهش هاي دنيائي ببرد از طريق تصوير شيخ به بزرگي خداي متعال و ترس از مجازات و تمايل به پاداش خداوند و شوق محبت و ديدارش فكر كند . براي صوفيان رابطه قلبي يك ادب است و هدف از آن نيز حفظ قلب و حال مريد با خداي تعالي است . از طريق تجربه ديني به شكل عام و تجربيات عرفاني به شكل خاص مي توان فهميد كه عبادت، وقتي كه كسي به عابد نگاه ميكند به هيچوجه همچون عبادت در تنهائي نيست . زيرا عبادت در پيش چشم ديگران موجب ريا ميگردد اما اگر نگاه كننده حاضر نباشد شائبه ريا از بين ميرود زيراآنگاه عابد در هنگام عبادت تنها خود و خدا را ميبيند . اين كار وسيله اي است براي كساني كه نميتوانند خدا را به گونه اي عبادت كنند( كه گوئي او را ميبينند و يا اينكه گوئي او آنها را ميبيند) . و افكار به آنها چنان هجوم ميآورد كه از حال حضور قلب باخداي ملك جبار خارج شده و به دلمشغولي و افكار دچار ميشوند . رابطه قلبي به آنها كمك ميكند تا به مرحله اي برسند كه ( خدا را پرستش كنند به گونه اي كه او را مي بينند و يا اين كه او آنها را مي بيند .) و در كلام ديگر ارتباط با تصوير شيخ به خاطر ايجاد و تقويت حس كردن يك مراقب در دل، و ادب داشتن در حضور اين مراقب است . مباني و اساس اين كار در عقايد اسلامي است . مثلا" در تفسير روح البيان در مورد اين سخن خداوند تعالي كه ( يا ايهالذين آمنوا كونوا مع الصادقين) يعني اي كساني كه ايمان آورديد با صادقان باشيد . آمده است : همراه بودن با صادقان در اين آيه دو معني دارد 1- بودن در ظاهر، كه به معني هم نشيني با اهل صدق و همراهي با آنهاست .2- بودن معنوي ، كه به معناي در يافتن اسرار از آنها و ارتباط معنوي با آنان است . پس ارتباط با يكي از صادقان ضروري است . و اين ارتباط همان است كه اهل طريقت به آن رابطه ميگويند . ) صحابه گرامي رسول خدا ، او را دوست داشتند و تصويرش را در تمام حالات و حركات و سكنات خود در ذهن تصور ميكردند . علت اين كار نيز آن بودكه پيامبر (ص) به آنها خبر داده بود ، شيطان نميتواند خود را به او شبيه سازد و هر كس او را در( حس ) و يا (معني) ببيند در واقع حق را ديده است . و همچنين به اين خاطر كه تصوير ايشان بندگان خداي تعالي را به ياد اطاعت از خدا ورسولش ميانداخته و به سوي محبتش جذب ميكرده است . اين محبت همان چيزي است كه خداوند مسلمانان را به آن امر ميكند . بهترين مثال براي اين امر حالت ثوبان غلام پيامبر (ص) است . او يك روزدر حالي كه چهره اش دگرگون و جسمش لاغر شده بود نزد پيامبر (ص) آمد . پيامبر از وضع و حالش پرسيد و او جواب داد كه درد و بيماري اي ندارد و اين حالت به خاطر شوق ديدار رسول خدا و ترس از اين كه زماني صورتش را نبيند پديد آمده است . ثوبان به پيامبر (ص) گفت: ( به ياد آخرت افتادم و ترس اين كه تو را در آنجا نبينم وجودم را فر گرفت زيرا ميدانم در آنروز تو با ديگر پيامبران به طرف بالا ميروي ) ..و پيامبر (ص) به او اينچنين پاسخ داد): سوگند به كسي كه جانم در دست اوست ، هيچ بنده اي ايمان نمي آورد مگر اينكه مرا بيش از خودش و پدر و مادر و خانواده اش و فرزندش و تمام مردم دوست داشته باشد ) . در مورد رابطه قلبي با تصوير پيامبر (ص) در هنگام نماز و خارج از آن امام محمد غزالي در احياء گفته است :( شخص بزرگوار پيامبر را در قلبت حاضر كن و بگو السلام عليك ايها النبي ، آنگاه سلام تو به او ميرسد و جواب تو را با سلامي كامل تر ميدهد ) علامه شهاب ابن حجر مكي در شرح العباد في بيان معان الكلمات ميگويد : ( ياد آوري حضور پيامبر( ص) موجب افزايش خشوع و حضور با خداوند تعالي خواهد شد .). حافظ جلال الدين سيوطي در كتاب خود با نام تنوير الحلك في رويه النبي و الملك از ابن عباس (رض) نقل ميكند كه ، روزي نزد يكي از مادران مومنين( يعني يكي از همسران پيامبر (ص) ميرود . و او آينه پيامبر (ص) را برايش بيرون ميآورد ،و نشانش ميدهد ، ابن عباس هر چه در آينه نگاه ميكند چهره خود را در آن نميبيند بلكه چهره پيامبر (ص) را ميبيند . اين به آن خاطر بود كه تصوير پيامبر چنان بر عقل و قلب نگاه كننده تسلط يافته بود كه اوتنها آن تصوير را در آينه مي ديد و از خوش غايب شده بود . اين همان حالت است كه صوفيه فناي در رابطه و يا فناي در صورت محمديه مينامند . در يك حديث آشكار پيامبر (ص) ميفرمايد : ( النظر الي وجه علي عباده : يعني نگاه كردن به صورت علي عبادت است ) . ايشان با اين سخن به توجه و تمركز روي صورت تشويق ميكند زيرا تاء ثيرش بر روي مسلمان همچون تاءثير عبادت است . از انس رضي الله عنه نقل شده كه :( اصحاب از رسول خدا پرسيدند كه ما چه كسي را به عنوان معلم و همنشين خود انتخاب كنيم ؟ پيامبر (ص) فرمود كسي كه ديدنش شما را به ياد خدا مي اندازد ) . اين است حكمت رابطه و در ياد داشتن تصويري كه نگاه كردن به آن آدمي را به ياد خداي تعالي مي اندازد و باعث افزايش رابطه بنده با خداي تعالي ميشود و او را به پيروي از صلاح مسلمانان تشويق مي كند . پس خود رابطه با صورت شيخ ، هدف نيست بلكه به خاطر ذات خداوند تعالي است ( نه ذات شيخ ) . واما مسئله شرك : در اينجا بايد بگوييم ، مشرك كسي است كه اعتقاد به خدائي ، غير از الله تعالي داشته باشد ، در حالي كه صوفيه به چنين چيزي اعتقاد ندارند . وهمچنين اين صفت به كسي بر مي گردد كه كسي را غير خداي تعالي عبادت كند و اين امر هم از مقاصد صوفيه دور است. تمام.
الرجوع الى بداية الصفحة     نسخة للطباعة

أضف تعليقا
الاسم
البلد
البريد الالكتروني
التعليق
اكتب الارقام الظاهرة في الصورة