الرئيسية     نداء الى العالم     مختارات مترجمة    الارشيف     اتصل بنا
سئوال در مورد جمله( ما علم خود را از خداي زنده جاودان گرفته ايم)

سئوال :
لطفا اين سخن بايزيد بسطامي را برايم توضيح دهيد كه ميگويد :( شما همچون مرده اي علم خود را از مرده ديگر گرفته ايد و ما علم خود را از آن زنده اي گرفتيم كه هرگز نمي ميرد ).
پاسخ :
شيخ ابويزيد بسطامي در اين سخن خود به دنبال آن است كه تفاوت ميان علوم كسبي و علومي كه امام محمد غزالي آن را علوم مكاشفه مينامد بيان كند . علم مكاشفه علمي است كه ايشان در موردش مي فرمايد :( نوري است كه پس از پاك و تزكيه شدن قلب از صفات ناپسند در دل ظهور مي كند و از طريق ظهور اين نور در باطن بنده، امور زيادي براي او كشف ميشود كه تا پيش ازآن ، از آنها تنها نامي را با معاني مبهم و سربسته مي دانسته است ). با روشن شدن اين امور، نسبت به ذات خداوند سبحان و صفات جاودان و كامل او ، افعال و حكمتهايش در خلق دنيا و آخرت ، و علت رتبه بندي آخرت بر دنيا ، معرفتي حقيقي مي يابد . او همينطور معني نبوت و نبي ، وحي ، شيطان ، ملائكه و شياطين ، شيوه دشمني شياطين با انسان، كيفيت ظاهر شدن فرشتگان بر انبياء ، طرز رسيدن وحي به پيامبران، را در يافته و ملكوت آسمانها و زمين ، قلب و نحوه برخورد سپاه فرشتگان و شياطين در قلب ، فرق ميان الهام فرشتگان و خطورات شيطان ، آخرت ، بهشت ، آتش ، عذاب قبر ، صراط، ميزان و حساب را مي شناسد . شخص علاوه بر اينها معني اين سخن خدا كه ( اقراء كتابك كفي بنفسك اليوم عليك حسيبا) و ( وان الدار الاخره لهي الحيوان لو كانوا يعلمون ) و معني لقاء الله ، قرب به خداوند ، فرود آمدن در جوار خدا ، سعادتمند شدن از طريق رسيدن به ملاء اعلي و همنشيني با فرشتگان و پيامبران ، تفاوت درجات اهل بهشت ( تا آنجا كه بعضي از آنها بعضي ديگر را همچون ستاره اي در قلب آسمان مي بينند ) و تا ..... علوم ديگر كه سخن گفتن از آنها به درازا مي انجامد را فرامي گيرد . فهم و درك اين علوم از عهده ء راه و روش تفكر عقلي خارج است و و نمي توان نسبت به آنها آگاهي پيدا كرد ، مگر آنكه حجاب از روي آينه قلب به كناري رود و حقيقتِ حق ، آشكار و بدون هيچ گونه شكي در آن پديدار شود . آري براي انسان رسيدن به چنين چيزي امكان دارد اما به شرط آنكه زنگارها و چرك هاي حاصل از امور دنيائي، قلب را فرا نگرفته باشد و صاف و پاك كردن آن نيز تنها از اين طريق ممكن است كه از خواهش هاي نفساني خود داري كنيم و در تمام احوال دنباله رو رسول اعظم (ص) باشيم . و آنگاه به اندازه اي كه قلب صيقل بخورد و انسان با آن در مسير حق گام بردارد آن حقايق در قلب درخشيدن خواهد گرفت . و راهي به سوي اين هدف وجود ندارد مگر به واسطه رياضت ( كه در جايش در مورد آن سخن خواهيم گفت ) و دانش و آموزش . اين همان علم پنهان است كه پيامبر(ص) در مورش فرموده است : ( علمي و جود دارد كه حالتي پنهان دارد و آن را هيچكس غير از كساني كه نسبت به خدا معرفت دارند نمي داند و هرگاه كسي از اين علم سخن بگويد هيچكس جز كساني كه نسبت به خدا دچار فريب شده اند آن را انكار نمي كند . پس هيچگاه دانشمندي را كه خدا به او چنين علمي داده كوچك نشمريد زيرا خداوند وقتي كه به او اين علم را داده كوچكش نكرده است ). اين دانشهائي كه از راه كتاب و تلاش دانشمندان و تفكر انديشمندان به دست نمي آيد علوم موهبي است ( يعني موهبتي است از جانب خداوند ) و صوفيه آن رابه خاطر اين سخن خداي تعالي علم لدني مي نامد كه فرمود : ( فوجدا عبدا من عبادنا آتيناه رحمه من عندنا و علمناه من لدنا علما") يعني آن دو، يكي از بندگان ما را يافتند كه ما از جانب خود به او رحمتي عطا كرده و از نزد خود به وي علمي را آموخته بوديم . علمي كه (دانش كسبي) ناميده ميشود و تلاشگران براي كسبش ميكوشند همان علم است كه در موردش گفته شده :( علمي كه مرده اي از مرده ديگر دريافت مي كند ) . و دانش كشفي و وهبي دانشي است كه ( از خداي زنده جاودان دريافت ميگردد) . ميان اين دو نوع علم تضاد و تعارضي وجود ندارد ، هريك از اين علوم مردان و جايگاه و دلايل و فوايد خود را دارند و اين سخن شيخ بسطامي مي تواند به اين منظور انجام گرفته باشد كه علوم و روش هاي آن را دسته بندي كند نه اين كه علوم عقلي و غير كشفي را تعطيل نمايد . در اينجا بايد اضافه كنيم كه علمي كه از مرده اي به مرده ديگر مي رسد مي تواند مورد دستخوردگي و تحريف واقع شده باشد و حق آن است كه بر آن اعتماد نكنيم ، درست بر عكس علوم لدني كه باطل در آن راه ندارد .
الرجوع الى بداية الصفحة     نسخة للطباعة

أضف تعليقا
الاسم
البلد
البريد الالكتروني
التعليق
اكتب الارقام الظاهرة في الصورة